السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

43

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

است هر گاه تأخير انداختن ازاله تا بعد از غسل موجب هتك حرمت مسجد باشد ( مسألة 15 ) در جواز نجس كردن مساجد يهود ونصارى اشكال است واما مساجد مسلمانها پس همه در يك حكم است وفرق نيست ما بين فرق ايشان ( مسألة 16 ) هر گاه بداند كه واقف صحن مسجد يا سقف آن يا ديوار آن را جزء مسجد قرار نداده است حكم وجوب تطهير وحرمت تنجيس در آن ملحق نمىشود بلكه همچنين است اگر شك كند در وقفيت آن واگر چه أحوط الحاق آن است ( مسألة 17 ) هر گاه علم اجمالي دارد به نجاست يكى از دو مسجد واجب است هر دو را تطهير كند چنانچه اگر مىداند كه موضعي از مسجد معين نجس شده وان موضع معين را نمىداند ومردد است ما بين دو جاى از آن مسجد هر دو جا را بايد تطهير كند ( مسألة 18 ) فرقى نيست در ترتب احكام مذكوره بر مسجد ما بين اين كه مسجد وقف عام باشد يا وقف خاص واما مكاني را كه شخص در خانه خود معد از براي نماز كرده حكم مسجد ندارد ( مسألة 19 ) هر گاه شخص مسجدى را نجس ديد ومتمكن از ازاله نبود آيا واجب است كه ديگرى را إعلام كند يا نه ظاهر آنست كه واجب نيست اگر آن نجاست موجب هتك مسجد نباشد وإلا أحوط إعلام است ( مسألة 20 ) مشاهد مشرفه مثل مساجدند در حرمت تنجيس بلكه در وجوب ازاله نجاست از انها اگر بودن نجاست باعث هتك شود بلكه مطلقا بنا بر أحوط لكن أقوى عدم وجوب ازاله است در صورت عدم هتك وفرقى نيست در مشاهد ما بين ضريح مقدس وروپوش آن وساير مواضع متبركه آن مگر در حيث تأكيد وعدم تأكيد ( مسألة 21 ) واجب است ازاله نجاست از ورق قرآن مجيد وخط آن بلكه از جلد وغلاف آن در صورت هتك هم چنان كه حرام است در صورت هتك مس خط قرآن يا ورق آن به عضو متنجس واگر چه طاهر از حدث باشد واما در صورتي كه يكى از اين كارها به قصد اهانت باشد پس اشكالى نيست در حرمت آن ( مسألة 22 ) حرام است نوشتن قرآن بمركب نجس واگر از روى جهل يا عمد نوشت واجب است محو آن هم چنان كه اگر نجس شد خط قرآن وممكن نشد تطهير آن واجب است آن خط را محو كنند ( مسألة 23 ) حرام است قرآن را بدست كافر دادن واگر در دست أو باشد واجب است از أو بگيرند ( مسألة 24 ) حرام است گذاشتن قرآن شريف بر روى عين نجاست واگر نجاست بر روى آن باشد واجب است بردارند واگر چه خشك باشد ( مسألة 25 ) واجب است ازاله نجاست از تربت حسينيه بلكه از تربت حضرت